اقدام آگاهانه و شجاعانه مجلس شورای اسلامی در تصویب سهمیهبندی بنزین، انجام یک جراحی حیاتی و سرنوشتساز بر پیگره اقتصاد کشور را نوید داد. ولی اجرای ناقص مصوبه، یعنی عدم عرضة بنزین آزاد در کنار بنزین یارانهای، عملاً انجام این جراحی را ناتمام گذاشت
عملکرد سیستم سهمیهبندی تاکنون
به موجب محتوای بند و تبصره 13 دولت فقط میتواند در حد تولید داخلی و واردات بنزین به میزان 5/2 میلیارد دلار ، بنزین سهمیهبندی با نرخ 1000 ریال به مردم واگذار نماید. در روزهای اول سهمیهبندی بنزین، اعلام شد که مردم میتوانند تا 4 ماه مصرف خود را پیشخور نمایند و بنزین آزاد تا دو ماه اعلان نخواهد شد. اعلان این تصمیم موجب کاهش مصرف بنزین بطور محسوس در کشور شد و مصرف بنزین کشور تا 51 میلیون لیتر در روز کاهش یافت. اما تصمیمهای بعدی دولت مانند افزایش سقف زمان از چهارماه به شش ماه، دادن سهمیه بنزین به استانداریها برای عرضه طبق تشخیص خود و بالاخره ارائه 100 لیتر بنزین اضافی تحت عنوان سفر یا بازگشایی مدارس ، موضوع صرفهجویی در سوخت را بکلی منتفی نمود.
حدود دو ماه قبل اعلام شد سهمیههای اعلان شده برای مردم کافیست و فقط 15 درصد مردم با این سهمیهها مشکل دارند و آنها هم خوبست خود را تطبیق دهند. درحالیکه در مقاله مرکز پژوهشهای مجلس میخوانیم "آمارهای حاصله از عرضه بنزین با کارت هوشمند سوخت در خرداد ماه 86 و قبل از اعمال سهمیهبندی نشان میدهد 43 درصد از صاحبان خودروهای شخصی ماهانه بیش از 100 لیتر بنزین مصرف میکنند"
سؤال اساسی اینجاست که اگر 43درصد (و به زعم دولتی ها15%) از دارندگان اتومبیل بیش از 100 لیتر در ماه مصرف میکنند ، چرا سهمیه کلیه دارندگان اتومبیل را تحت عنوان سفر یا بازگشایی مدارس به میزان 5/16 درصد (از 600 لیتر به 700 لیتر ) اضافه میکنید؟ حتماً با همین استدلال صدلیتر نیز در شش ماهه دوم در اجرای طرح به بهانه تعطیلات نوروزی و ..... بایستی ارائه شود. اگر صرفه جویی ناشی از قاچاق سوخت را کنار بگذاریم، مگر کل صرفهجویی مصرف داخلی چقدر بوده است که حال چنین افزایشی را دامن میزنیم؟حال ببینیم جمع جبری کارهای انجام شده چیست؟ 1000 میلیارد ریال صرف طراحی و تهیة کارت هوشمند سوخت کردهایم. شوک تورمی ناشی از این تصمیم را به اقتصاد تحمیل کردیم. تعداد زیادی را به بهانه قاچاقچی و اخلالگر سهمیهبندی و غیره به زندان انداختیم. نهایتاً برگشتیم به نقطه اول و مصارف بنزین برگشت به همان میزان که بود. با این تفاوت که قبلاً بدون معطلی و کاغذبازی هرکس به میزان نیازش بنزین مصرف میکرد اما الان آن معدود افرادی که مصرف زیاد دارند بایستی از آن اکثریتی که مازاد دارند در یک بازار سیاه و غیر شفاف تأمین کنند. خیرات و مضرات سهمیه بندی تا کنون
طرح سهمیهبندی بنزین که میتوانست در صورت اجرای صحیح و کامل به مثابه یک جراحی عظیم در اقتصاد ایران ایفای نقش نماید ، اینک به دلیل اشکالات اجرائی و تصمیمات خلق الساعه وغیر کارشناسی در حصول به اهداف خود ناکام مانده است. دستاورد مثبت اجرای سیاست سهمیه بندی تاکنون عبارت است از:
تهیه آمار دقیق از تعداد وسائط نقلیه شخصی ، عمومی،وانت بارها ، موتورسیکلت هاو .... که قبلا وجود نداشت.
مهار شدن قاچاق سوخت به خارج از کشور .(حدود ده ملیون لیتر در روز)
اما در مقابل هزینه ها و مضرات عملکرد سیاست سهمیه بندی به صورتی که اتفاق افتاده :
1 – انجام هزینه ای بیش از 1000 ملیارد ریال جهت طراحی و اجرای کارت هوشمند سوخت.
2 – اتلاف وقت و نارضایتی عمومی.
3 –شوک تورم ناشی ازاجرای سیاست سهمیه بندی بر اقتصاد کشور.
4 –رکود اقتصادی در صنعت توریسم ،کشاورزی و خدمات.
5 – تنبیه اقشار ضعیف جامعه به نفع ثروتمندان.
6 – شکل گیری بازار سیاه سوخت وتبعات اقتصادی روانی این پدیده.
سئوال اساسی ایناست که اگر واقعا هدف مهار قاچاق سوخت به خارج از کشور و تهیه آمار خودروهابود ، آیا نمی شد این کار را با هزینه ای بسیار کمتر به انجام رسانید ؟
د- چه باید کرد
در شرایط فعلی، بهترین راه حل، بازگشت به مصوبه مجلس شورای اسلامی (بند و تبصره 13 بودجه سال 1386 ) و اجرای کامل آنست. دولت بایستی صرفاً بنزین تولید داخل و بنزین وارداتی تا سقف 5/2 میلیارددلار را بهصورت سهمیهبندی عرضه کند و به دنبال افزایش سقف و گرفتن مجوزهای جدید از مجلس نباشد. دولت باید در یک بازار شفاف امکان تهیه بنزین به قیمت آزاد را برای پرمصرفهای شخصی فراهم آورد. اضافهکردن سهمیهها برای گریز از عرضه بنزین آزاد چیزی جز بازگشت به عقب و شکست کامل طرح سهمیهبندی بنزین نخواهد بود.

