دوشنبه 21 مرداد ماه سال 1387 ساعت 08:54

سلام بردوستان عزیز متنی که درزیر می خوانیدترجمه یکی ازایمیل هایم است که امیدوارم توانسته باشم بدرستی حق مطلب را ادا نموده ومورد توجه قرار بگیرد

         کارشناسان برجسته می گویند:موسیقی نه تنها حیوان وحشی رارام میکند٫

بلکه کودکان سرکش راآرام نموده وهماهنگی ارگانیک بدن ومهارتهای ادراکی آنها

راصیقل می دهد.لالایی شیرین مادر٫سوت زدن پدر بزرگ٫زمزمه زیرلب مادر بزرگ

درآشپزخانه یا صدای ملیح پدرزیردوش حمام٫همه این ملودی های زیبا نه تنها به 

تقویت مهارتهای زبانی بچه هابلکه درآموختن تاثیر پذیری ازهمنوع درسطوح مختلف 

کمک می کند.

      پرفسور میشل شولت مارک وورت٫رئیس بخش روانشناسی کودک بیمارستان 

آموزشی هامبورگ درآلمان می گوید:تحقیقات نشان داده که جنین در رحم مادر در 

 مقابل موسیقی واکنش نشان داده واحساس آرامش می کند.به نظر می رسد بعد ازتولد نیز همین عکس العملها بروز نماید.

   

     اومیگوید:موسیقی به پیشرفت مراکز یادگیری زبان در مغز کمک میکند ٫بچه هایی که دراوان کودکی درمعرض موسیقی قرار داشته اند٫تمایل بیشتری به یادگیری سریع دارند تاآنهایی که درخانه های بدون موسیقی متولد میشوند.

    دکتر شولت می گوید:موسیقی در پیشرفت مهارتهای کودکان نقش بسزایی دارددر عین حال از تنشهای درونی آنها به طور چشمگیری می کاهد .

      آهنگ ورقص هماهنگی بین ماهیچه های جوانان راتقویت نموده بطوریکه آنهایی که درموسیقی ورقص مهارت خوبی دارند سالمتر ازکسانی هستند که والدینشان هرگز به آنها رقص وآواز یا نواختن طبل یاسایر ادوات موسیقی را  یاد نداده اند.

   

    

      اواضافه میکند:زمانی که راه رفتن را می آموزند٫حرکات موزون را آغاز نموده واتوماتیک وارشروع به رقص میکنند.

       آقای شولت مارک وورت میگوید:به همین خاطر است که پیش دبستانی ها بایدبه بازی هایی که آنها را به تحرک وامیدارد بپردازند٫بازی هایی که توام بادست زدن ونواختن ریتمهایی با آلات ساده موسیقی مثل زنگها٫سنج٫وطبلهای کوچک باشد . 

    سنین پنج تاشش سالگی بهترین سن برای آموختن آلات موسیقی است زیرا مغزآنها پذیرش یادگیری مهارتهای موسیقی رادارد.

   اومی گوید:ما راجع به ویلون یا نی که مهارت زیادی می خواهد یا دروس ملال آور پیانو که مغزآنها را خسته می کند حرف نمی زنیم ٫به عکس ما راجع به فلوتهای ساده ودستگاه هایی که به سادگی ملودی های ساده ولذت بخش تولید می کنند بحث میکنیم .اواضافه میکند : این مهم است که شاخص شادی وتفریح رابه یاد داشته باشیم.خواندن٫رقصیدن ونواختن آلات موسیقی دردرجه اول و مهمتر  باید برای بچه ها شادی آورباشد.                      

چهارشنبه 8 خرداد ماه سال 1387 ساعت 11:47

شاید این سئوال به ذهنتان خطور کند که مدت زیادی از هفته معلم می گذرد٫چرا حالا پستی به این عنوان بروز کرده ام.هرچند که معتقدم معلم همواره ودرهمه دوران واعصار قابل احترام بوده وبایدهمیشه قدردان زحمات آنها باشیم.

فکر کنم زیباترین جمله را مرحوم شهید رجایی دررابطه با مقام معلم فرمودند که:معلمی شغل نیست عشق است٫هنراست و.....البته منظورم از معلم به عنوان کسی که در کلاس درس حاضر می شود وتدریس می کند نیست بلکه هر کس تحت هرعنوان که بتواند چیزی را به دیگران بیاموزد معلم است و قابل احترام.

اماهدف اصلی ام اتفاق مهمی بود که برای یکی از معلمان در یکی ازاستانهای کشورافتادکه مطمئنا در جریان جزیئات آن قرار دارید.براستی که ایشان معلمی رابا این عمل خود معنا کرد.عشق٫ایثار٫علاقه.....وهمه خوبیهایی که درمعلم باید دید رامعنی کرد.لحظه ایی متوجه می شوند که تیر دروازه فوتبال در حال افتادن برروی یکی ازدانش آموزان است٫با کمال شجاعت وارخود گذشتگی اوراازمهلکه نجات داده وخودش سپر بلای دانش آموزش می شود.باکدام قلم وزبان می توان این کاررا معنا کرد٫همه وهمه اینها عاجزاز تعبیر مناسب برای این کار می باشندامااو باعملش همهاینهارا به ما درس داد.در جای دیگر شنیدم که معلمی٫مخارج عمل قلب دانش آموزیتیمش را پرداخت نموده٫ ومواردی متعدد ازاین دست که بسیار اتفاق افتاده٫تاجائیکه به فرموده یکی ازبزرگان:مداد العلما افضل من دما الشهدا.

      اما آیا جامعه قدراینهمه ایثار٫رشادت وفداکاری معلمان رادانسته وآنطورکه باید ازآنها قدردانی می نماید؟البته نه درهفته ایی که بنام معلم نامگذاری شده ومراسمهایی از طرف آموزش وپرورش برگزار می شود،چرا وقتی آنها مطالبات بحق خود را مطرح می نمایند هزاران برچسب ضد.....وضد....به آنهازده می شود وبرخورد امنیت وانتظامی صورت می گیرد.معلمان همچون شمعی می سوزند وروشنایی وگرمای خودرا به متعلمینشان انتقال می دهند تا آینده ایی روشن برای آنها رقم بخورد.پس قدر آنها را بیشتر وبهتر بدانیم.....

                                   معلم فداکار ساعتی قبل از حادثه

پنجشنبه 3 آبان ماه سال 1386 ساعت 13:28

 

بومیان‌ پیش‌ از تاریخ‌ ایران‌ در هنرموسیقی‌مهارت‌ زیادی‌ داشته‌اند. سازهایی‌ که‌ در آن‌ زمان‌با آن‌ به‌ نواختن‌ می‌پرداختند، عبارت‌ بود از:چنگ‌، نی‌لبک‌ و یک‌ نوع‌ عودی‌ که‌ شکل‌ ویژه‌ای‌داشت‌، که‌ آن‌ را «چنگ‌ شوشی‌» نامیده‌ بودند.
    از آثاری‌ که‌ باقی‌ مانده‌ به‌ ویژه‌ نقش‌برجسته‌ها، گواه‌ این‌ نکته‌ مهم‌ است‌ که‌ هنرموسیقی‌در آداب‌ و رسوم‌ مذهبی‌ آنان‌ دارای‌ جایگاه‌خاصی‌ بوده‌ است‌ .برروی‌ یکی‌ از این‌ نقش‌ برجسته‌ها، یک‌ ارکستر26 نفری‌ را نشان‌ داده‌ شده‌ است‌ که‌ 11 نفر آنان‌نوازنده‌ چنگ‌، عود، طبال‌ و نی‌لبک‌ بودند و 9 نفرآنان‌ کودکان‌ شش‌ تا دوازده‌ ساله‌ که‌ شش‌ نفر زن‌،آنان‌ را هدایت‌ می‌کردند و این‌ دسته‌ راخوانندگان‌ تشکیل‌ می‌دادند به‌ جرات‌ می‌توانیم‌به‌ موسیقی‌ ایران‌ زمین‌ ببالیم‌، ایران‌ ما مهد تمدن‌و فرهنگ‌ بوده‌ است.

بااین همه سابقه درخشان درحال حاضر پیکرنحیف وضعیف موسیقی کشورمان شرایط سختی را می گذراند٫هرچندکه بسیاری اعتقاددارندحجم بالای کنسرتهای امسال نوید روزگار بهتری رامیدهد.اما بنظرمیرسد سازهای ناکوک عده ایی ازدست اندرکاران وهمچنین آثارضعیف برخی موسیقیدانها به خصوص آثارآنطرف آبی فضارابرای فعالیت موسیقیدانهای کشورمان بسیار سخت کرده است.تمامی کنسرتها درتهران متمرکز است ومردم عزیزمادرسایر شهرستانهاازاین نظر محرومند٫شاید یکی ازدلایل آن وجود مشکلات درمراکز موسیقی استانها باشد.ازطرفی تنهامنبع رسمی شنیداری دردکشوررادیووتلویزیون است٫که موسیقی رابطور جدی پخش نمیکنند٫چراکه اگربخشهای مختلف صداوسیمارادرحوزه های گفتمان سیاسی٫مسایل اجتماعی ویاسریالهای تلویزیونی مورد بررسی قرادهیم٫میتوان گفت ازسطح کیفی نسبتا مطلوبی برخوردارهستند.امادربحث موسیقی چنین اتفاقی نیفتاده٫درصداوسیمابه گونه ایی مشغول هدایت جریان موسیقی هستند که بنظر میرسداصلا هیچ اطلاعی ازجریانات موسیقی درجامعه ندارند٫آمارها بیانگر این است که ۷۰٪برنامه هادررادیووبین۵۰تا۶۰درصدتلویزیون توسط موسیقی پرمی شود.امااین آیتمهای مهم فرهنگی درتلویزیون گم است.خط قرمزهایی که آقایان مشخص کرده اندعملابه موسیقی مملکت ضربه میزند٫دراصل آن موسیقی که درچهارچوب قواعدواصول قرارنمی گیرد٫احتیاجی به اجازه انتشاراحساس نمیکندوبطور۲۴ساعته ازشبکه های ماهواره ایی٫اینترنت٫سی دی و....درحال پخش هستند٫اماهنرمندی که دراین مملکت مانده ودرراستای اعتلای فرهنگ وهنر کشورش کار میکندبابرخی ازاین خط قرمزهادست وپایش بسته میشودوگرنه موسیقی های دیگرنیازی به اجازه کسی ندارندوآثارشان ازطرق مختلف به خورد جوانهای ماداده میشود٫اما هنرمندداخلی هیچ مونیتوری برای طرح جدی آثارش ندارد.بنظرمیرسدتلویزیون باید برنامه مستقل موسیقی برای پخش آثارهنرمندان شناخته شده داشته باشد.درهمه جای دنیا برای معرفی هنرمندان کانالی رسمی وجوددارد٫چنین اتفاقی درموسیقی مانیفتاده که برجسته ترین موسیقیدانهای مادرواحدموسیقی صداوسیما نقشی داشته باشندواین نشان میدهدتلویزیون کلاس کارش رادرزمینه موسیقی بسیارپایین آورده.متاسفانه وضعیت خوبی برای فعالیت جوانها وجودندارد٫جوانان هیچ مونیتوری برای ارایه أثارشان ندارندواین بسیارخطرناک است٫چراکه خواسته یاناخواسته به سمت جریانی کشیده میشوندکه موسیقی زیرزمینی نام داردیاسرازخارج درمی آورندوپایشان به مجالس لهوولعب بازمی شود.موسیقی زیرزمینی به مرورهم ذهن آنهاراآلوده وهم به جسمشان آسیب میزند٫درچنین فضایی علاوه برمصرف آزادانه موادمخدر٫ارتباطات باجنس مخالف نیز بدون قیدوبند وجودداردوآنهایی که فضایی برای بیان ایده هایشان درجامعه نمی بینند به حوزه موسیقی زیرزمینی روی می آورند.

بنظرمیرسددست اندرکاران باید جشنواره های فصلی برای حضور

جوانان برگزارکنندوصداوسیما باید شبکه ایی مستقل یاحداقل ساعاتی مشخص برای پخش موسیقی درنظربگیرد.امیدواریم موسیقی ماجایگاه اصلی خودرا پیدا کند. منتظر نظرات شما هستم